|
|
|
|
|
خیلی وقته نیومده ام کلی حرف دارم ام.......... |
||
|
|
|
|
|
سرزميني بود که همه مردمش دزد بودند.
شب ها هر کسي شاکليد و چراغ دستي دزدانش را بر مي داشت و مي رفت به دزدي خانه ي همسايه اش. در سپيده ي سحر باز مي گشت، به اين انتظار که خانه ي خودش هم غارت
شده باشد. و چنين بود که رابطه ي همه با هم خوب بود و کسي هم از قاعده نافرماني نمي
کرد. اين از آن مي دزديد و آن از ديگري و همين طور تا آخر و آخري هم از اولي. خريد و
فروش در آن سرزمين کلاهبرداري بود، هم فروشنده و هم خريدار سر هم کلاه مي گذاشتند.
دولت، سازمان جنايتکاراني بود که مردم را غارت مي کرد و مردم هم فکري نداشتند جز کلاه
گذاشتن سر دولت. چنين بود که زندگي بي هيچ کم و کاستي جريان داشت و غني و فقيري
وجود نداشت.
ناگهان ـ کسي نمي داند چگونه ـ در آن سرزمين آدم درستي پيدا شد. شب ها به جاي برداشتن کيسه و چراغ دستي و بيرون زدن از خانه، در خانه مي ماند تا سيگار بکشد و رمان
بخواند .دزد ها مي آمدند و مي ديدند چراغ روشن است و راهشان را مي گرفتند و مي رفتند. زماني گذشت. بايد براي او روشن مي شد که مختار است زندگي اش را بکند و چيزي ندزدد، اما اين دليل نمي شود چوب لاي چرخ ديگران بگذارد. به ازاي هر شبي که او در خانه مي
ماند، خانواده اي در صبح فردا ناني بر سفره نداشت.
مرد خوب در برابر اين دليل، پاسخي نداشت. شب ها از خانه بيرون مي زد و سحر به خانه بر مي گشت، اما به دزدي نمي رفت. آدم درستي بود و کاريش نمي شد کرد. مي رفت و روي
پُل مي ايستاد و بر گذر آب در زير آن مي نگريست. باز مي گشت و مي ديد که خانه اش غارت
شده است.
يک هفته نگذشت که مرد خوب در خانه ي خالي اش نشسته بود، بي غذا و پشيزي پول. اما اين را بگوئيم که گناه از خودش بود. رفتار او قواعد جامعه را به هم ريخته بود. مي گذاشت که
از او بدزدند و خود چيزي نمي دزديد. در اين صورت هميشه کسي بود که سپيده ي سحر به
خانه مي آمد و خانه اش را دست نخورده مي يافت. خانه اي که مرد خوب بايد غارتش مي
کرد. چنين شد که آناني که غارت نشده بودند، پس از زماني ثروت اندوختند و ديگر حال و
حوصله ي به دزدي رفتن را نداشتند و از سوي ديگر آناني که براي دزدي به خانه ي مرد خوب
مي آمدند، چيزي نمي يافتند و فقير تر مي شدند. در اين زمان ثروتمند ها نيز عادت کردند که
شبانه به روي پل بروند و گذر آب را در زير آن تماشا کنند. و اين کار جامعه را بي بند و بست تر
کرد، زيرا خيلي ها غني و خيلي ها فقير شدند.
حالا براي غني ها روشن شده بود که اگر شب ها به روي پل بروند، فقير خواهند شد. فکري به سرشان زد: بگذار به فقير ها پول بدهيم تا براي ما به دزدي بروند. قرار داد ها تنظيم شد،
دستمزد و درصد تعيين شد. و البته دزد ـ که هميشه دزد خواهد ماند ـ مي کوشد تا
کلاهبرداري کند. اما مثل پيش غني ها غني تر و فقير ها فقير تر شدند.
بعضي از غني ها آنقدر غني شدند که ديگر نياز نداشتند دزدي کنند يا بگذارند کسي برايشان بدزدد تا ثروتمند باقي بمانند. اما همين که دست از دزدي بر مي داشتند، فقير مي شدند، زيرا
فقيران از آنان مي دزديدند. بعد شروع کردند به پول دادن به فقير تر ها تا از ثروتشان در برابر
فقير ها نگهباني کنند. پليس به وجود آمد و زندان را ساختند.
و چنين بود که چند سالي پس از ظهور مرد خوب، ديگر حرفي از دزديدن و دزديده شدن در ميان نبود، بلکه تنها از فقير و غني سخن گفته مي شد. در حاليکه همه شان هنوز دزد بودند. مرد خوب، نمونه ي منحصر به فرد بود و خيلي زود از گرسنگي در گذشت. |
||
|
|
|
|
|
من شخصا فکر می کنم آمریکائیها تمایل دارند ایران به غنی سازی ادامه دهد و به قطعنامه های سازمان
ملل توجهی نکند.تا بهانه برای حمله به ایران را داشته باشند،و برای سالها بساط هسته ای را در ایران جمع کنند،که الگوئی برای کشورهای منطقه نشود.و جنگ تسلیحاتی هسته ای در منطقه در نگیرد.چر ا که ممکن است یکی از این حکومتها دست جناحهائی بیفتد که به تروریستها نزدیک هستند. آمریکا برای حمله به ایران بیشتر به حمایت سیاسی اروپائیها نیاز دارد تا حمایت نظامی.چونکه قدرت نظامی اروپائیها نسبت به خود آمریکا خیلی کمتر است.مثلا فرانسه که اخیرا در مورد ایران متحد نزدیک آمریکا شده،فقط دارای یک ناو هواپیما بر متوسط است درحالیکه آمریکا در جنگ عراق فقط ۴ ناو بزرگ را در خلیج فارس مستقر کرد.در مسائل دیگرنظامی نیز این فاصله زیاد وجود دارد. در صورتیکه در این منطقه جنگ با ایران شروع شود،قطعا بازنده اولی و وسطی و آخری ایران و مردم ایران خواهد بود.زیرا آمریکا از آنطرف دنیا پانصد هزار نیروی نظامی تا دندان مسح را در منطقه مستقر میکند و حاصل این رویاروئی نابودی بیش از پیش ایران خواهد بود. اگر مسائل همینطور پیش روند که تا حالا پیش رفته ، با اطمینان میگویم این یک دام است .و ایران در این دام گرفتار شده است. |
||
|
|
|
||||||||
|
حالا که بی بی سی فیلتره یه گزارشی رو از اونجا گرفته ام که در اینجا شما هم میتونید بخونید.
رسانه های آمريکایی اخيرا از طرح دولت جورج بوش برای قرار دادن نام سپاه پاسداران در فهرست سازمان های تروريستی وزارت خارجه آمريکا خبر دادند و به دنبال آن یک مقام دولتی در آمریکا - که نخواست نامش فاش شود - در گفتگو با بی بی سی وجود چنین برنامه ای را تایید کرد. هرچند وزارت خارجه آمريکا هنوز اين خبر را رسما اعلام نکرده، اما همزمان، فرماندهان ارتش آمریکا در عراق اتهامات خود علیه جمهوری اسلامی دایر بر ارسال سلاح برای شورشیان عراقی را شدت بخشیده اند. آمریکا به ویژه واحد عملیات خارجی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی ایران، موسوم به نیروی قدس، را مسئول دخالت نظامی در عراق می داند. يک ژنرال ارشد آمريکايی هفته پیش ادعا کرد حدود ۵۰ عضو همین نیرو در داخل عراق سرگرم آموزش تندروهای شيعه برای انجام حملات عليه نيروهای آمريکايی و عراقی هستند؛ اتهامی که ایران رد کرد. تشديد لحن مقام های آمريکايی عليه ايران گمانه زنی های متفاوتی در واشنگتن درباره گام بعدی کاخ سفيد عليه تهران به وجود آورده است. برخی احتمال می دهند که هدف دولت بوش زمينه سازی برای حمله محدود به مواضع سپاه پاسداران در مرزهای ايران با عراق باشد. به گفته وين وايت، معاون سابق اداره اطلاعات و پژوهش بخش خاورميانه و جنوب آسيای وزارت خارجه آمريکا، با اين کار به ايران نشان داده می شود که باید "بهای کارهايی که می کند را بپردازد." وی می افزايد: "آنها (ايران) تا حالا هيچ هزينه ای نداده اند. اما اگر به اهدافی در عمق ۱۰- ۲۰ مايلی درون مرزها و يا به زيرساختارها حمله شود، ايران مجبور می شود در سياست های خودش تجديد نظر کند." او می گويد شايد طرح های بيشتری هم در دست باشد: "بعضی می گويند - و البته من هنوز به اين تئوری اعتقاد ندارم و آن این است - که بمباران احتمالی مواضع سپاه در مرزهای عراق فقط برای اين خواهد بود که ايران را وارد يک سيکل تلافی جويانه کند و بعد نهايتا به يک حمله وسيعتر عليه تاسيسات اتمی ايران تعمیم داده شود."
اما البته برخی ديگر از کارشناسان معتقدند که گزينه نظامی لزوما در دستور کار کاخ سفيد نيست. هنری پرکت، ديپلمات بازنشسته وزارت خارجه آمريکا، که در زمان گروگانگيری مسئول امور ايران بوده می گويد: "فکر نمی کنم که دولت آمريکا می خواهد با شيوه های نظامی برود سراغ ايران. اين کار هزينه های جانی و مالی بسيار زيادی خواهد داشت و بر موقعيت ما در خاورميانه اثر می گذارد. قيمت نفت هم بالا می رود. اقتصاد جهانی اکنون در وضعيت خوبی نيست. من فکر می کنم عاقلانه باشد اگر مسئولين رده بالا در واشنگتن لحن سرسختانه ای اتخاذ کنند اما عملا کاری نکنند که اوضاع اقتصادی را وخيم تر کند." هنری پرکت به مسائل داخلی و اختلافات بين تندروها و ميانه روها در حکومت آمريکا اشاره می کند: "تروريست خواندن سپاه پاسداران هيچ اثر مثبتی در ايران نخواهد داشت اما تاثيرات مثبتی در واشنگتن خواهد داشت. چون ممکن است اعضای کنگره را که بدنبال اعمال تحريم عليه شرکت های خارجی طرف معامله با ايران هستند، قانع کند که اين طرح ها را که موجب ناراحتی متحدين اروپايی ما می شود کنار بگذارند. بنابراين تحريم سپاه پاسداران راه حل آسان و ارزانی برای دولت آمريکاست تا نشان دهد مشغول اقداماتی عليه ايران است. " اما وين وايت می گويد اختلافات داخلی در آمريکا بين قوای مختلف و شخصيت های گوناگون علت اعمال فشار عليه ايران نيست: "من آنقدر درباره اين به اصطلاح شکاف بين معاون رئيس جمهور و کاندوليزا رايس خوانده ام که حد ندارد. يک چيزی که ما بايد از تاريخ ياد بگيريم اين است که کاندوليزا رايس دنباله رو سياست های رئيس جمهور است. مذاکره با ايران هيچ تناقضی با عمليات نظامی عليه اين کشور ندارد. اين دو رويکرد می توانند تکميل کننده هم باشند."
وی می افزايد: "از طريق مذاکره شما به آنها بطور ديپلماتيک هشدار می دهيد. بعد اگر نتيجه نگرفتيد، توسل به زور در نگاه مردم آمريکا و بخشی از مردم جهان توجيه کننده خواهد بود." وين وايت می گويد بوش شخصا و به طور جدی نگران تهديدهای ايران است. او که تا مارس ۲۰۰۵ در وزارت خارجه آمريکا خدمت کرده تاکيد می کند مدارک موثقی ديده که نشان می دهد پيکارجويان شيعه عراقی از ايران اسلحه می گيرند و در داخل مرزهای اين کشور آموزش می بينند: "بحث زيادی بر سر محکم بودن مدارک و شواهد اين دخالت ها وجود دارد. آن مدارکی که من تا پيش از ترک دولت ديدم بسيار محکم و قوی هستند، نه مثل مدارک و شواهد دست دومی که افرادی نظير احمد چلبی قبل از حمله به عراق در واشنگتن به اين و آن نشان می دادند." ایران ارسال سلاح برای پیکارجویان شیعه عراقی را انکار کرده است. به علاوه هنری پرکت می گويد ايران عامل اصلی مشکلات عراق نيست: "ما در وضعيت دشواری در عراق قرار داريم و دولت احتمالا سعی می کند که موضوع را قدری عوض کند و بر دخالت های ايران که بنظر من تا حالا مدارک محکمی درباره آن ارائه نشده تمرکز کند." اما آيا حمله احتمالی به ايران، برخی را در اين کشور ترغيب نمی کند تا عراق را تبديل به يک جهنم زنده برای سربازان آمريکايی کنند؟ وين وايت می گويد: "من راستش فکر می کنم که عراق همين الان هم يک جهنم زنده است. اما شما قطعا درست می گوييد که ممکن است اوضاع وخيم تر بشود. اين کار دقيقا چيزی است که من پيش بينی می کنم جزء واکنش های ايران باشد. اما اين تنها به حمله شديدتر آمريکا در کنار مرزها منجر می شود و نهايتا به تشديد درگيری ها کمک می کند." آيا تشديد درگيری ها با ايران مشکل عراق را برای آمريکا حل می کند؟
وين وايت می گويد: "اين باعث وخامت اوضاع خواهد شد. بخش مشکل زای اين طرح که من به کرات سعی کرده ام درباره اش هشدار بدهم اين است که حتی اگر ما بتوانيم بخش عمده قوای تلافی جويانه ايران را در خليج فارس از بين ببريم، اين تنها باعث می شود که عراق بيش از هميشه به محلی برای اقدامات تلافی جويانه ايران عليه آمريکا تبديل شود." وين وايت که می گويد بعضی طرح های پنتاگون برای حمله به ايران را قبلا ديده به شدت بدبين است:
"من با تمام وجود اميدوارم که صرفنظر از موضع هسته ای ايران اين اتفاق نيافتد. چون اگر آمريکا اين طرح های احتياطی را به اجرا بگذارد، ما بحرانی در خليج فارس خواهيم داشت که وضعيت بد عراق در کنار آن فراموش خواهد شد." وين وايت که ايران را مقصر تنش های کنونی می داند می گويد اين کشور با تغيير سياست هايش در عراق و مسئله هسته ای می تواند اوضاع را تا حد زيادی آرام کند.
|
|||||||||
|
|
|
|
|
بد نیست کمی از دنیای سیاسی بریم بیرون .
روش های خروج از بحران بی شوهری در جامعه امروز
در راستای اینکه بحران بی شوهری در جامعه امروز به وجود آمده کلیه خانمهای محترم می تونن از روش های زیر استفاده کنن و البته مراقب باشن که سوءاستفاده نکنن . ۱ ـ روش کوزه ای : همان روش قرن های قدیم که دختر کوزه به دوش به سمت رودخانه می رفت پسر به کوزه می خوره کوزه بشکست و بعد چنین گفته اند که : اگر با من نبودش هیچ میلی ... چرا ظرف مرا بشکست لیلی نتیجه گیری : بحران ازدواج حال حاضر بخاطر لوله کشی شدن آبه . ۲ ـ روش عرفانی : چهل شبانه روز جلوی خونه رو آب و جارو میکنی و ده تا شمع روشن می کنی شکلات بین مردم تقسیم می کنی تا مرد آرزوهات بیاد. نتیجه گیری : در صورت کمبود شمع می تونین فانوس هم روشن کنین . ۳ ـ روش سوسکی : بخاطر ترس از یه سوسک که حتی می تونی خودت اون رو تو خونه یا کوچه کار بزاری همچین محکم می پری تو بغلش و بهش می چسبی که هیچ جور نتونه تو رو از خودش جدا کنه . نتیجه گیری : با تشکر از کلیه سوسک های محترم مقیم مرکز و حومه . ۴ ـ روش تیپ : انواع تیپ های مختلف روی خودت پیاده می کنی بیست و دو کیلو لوازم آرایش روی خودت خالی می کنی و سعی میکنی تا آنجا که ممکن است لباس ها مورد توجه باشند طوری که هرکس که تو خیابونه مجبور بشه حتما یک بار شما را نگاه کنه بعد گوشه خیابون می ایستی تا شوهر مناسب سوارت کنه . نتیجه گیری : خطر احتمال از بین رفتن آبروی چندین و چند ساله تان وجود دارد اما چون به خاطر ازدواج است مسئله نیست این دفه ! ۵ ـ روش خر خونی : تو کلاس و مدرسه و دانشگاه نمره بیست کلاس می شی بالاخره تو کل سال های مدرسه یه خر خون دیگه پیدا میشه که بیاد سراغت و باعث بشه که نترشی . نتیجه گیری : اگه شوهر پیدا نشد تا مقطع دکترا ادامه بدین و بعد ترک تحصیل کنین. ۶ ـ روش مایه داری : با دوستان توی انواع پارتی های شبانه و پیست های اسکی و باشگاه های بیلیارد و بولینگ هر کوفت و زهر مار دیگری که می تونی شرکت می کنی و حواست فقط به یه شوهر مناسب هست تا چیز های دیگه . نتیجه گیری : سعی کنین همیشه چند میلیون در کیف خود داشته باشین. ۷ ـ روش مذهبی : توی انواع مجالس مختلف مذهبی شرکت می کنی توی هیچ چیز کم نمی آری جایی نیست که مراسمی باشه و تو اونجا نباشی تا بالاخره یه شوهر گیرت بیاد . نتیجه گیری : التماس دعا خواهر . ۸ ـ روش فامیلی : یه کاغذ بر می داری و اسم تمام پسرهای فامیل از سن پنج تا پنجاه ساله رو که ازدواج نکردنن رو روش می نویسی بعد شروع به بررسی و تفکیک می کنی و اونهایی که شرایط را دارن رو انتخاب می کنی و یه برنامه ریزی برای عملیات تاکتیکی که بلاخره یه کدوم رو خفت کنی . نتیجه گیری : می تونین روی یه بچه پنج ساله برای بیست سال آینده برنامه بریزین ۹ ـ روش نامردی : جلوی یکی از این ماشین های پلیس یه دفعه می پری پسره رو می گیری تو بغلت و دستت رو میکنی تو دستش و ازش... (سانسور ) می گیری تا بعد از تعهد توی کلانتری مجبور بشه که باهات ازدواج کنه. البته این روش برای اونهایی است که از کلیه روش های بالا نا امید شده اند. نتیجه گیری : در تعهد نامه کلانتری حتما مقدار مهریه را ذکر کنین |
||
|
|
|
||||||||||||||||||||
|
|||||||||||||||||||||
|
|
|
|
|
عباس ولی، استاد پيشين علوم سياسی در دانشگاه های بريتانيا و استاد و رييس «دانشگاه بين المللی هولير (اربيل)» می گوید که کردستان عراق در شرايطی در حال رشد و توسعه است که روند نهادينه شدن ارکان سياست يا حکومت داری در اين منطقه وجود نداشته است. دکتر ولی، اکنون دو سال است که به کردستان عراق آمده و رياست دانشگاهی را به عهده دارد که پيشتر مشابهی در اين منطقه نداشته است؛ «دانشگاه بين المللی هولير (اربيل)» که تدريس در آن به زبان انگليسی است و از چند ماه قبل کارش رسما آغاز شده است. وی که از کردهای متولد مهاباد در استان آذربايجان غربی ايران است می گويد که ايده شکل گيری اين دانشگاه از سوی مقامات حکومت فدرال کردستان عراق مطرح شد. به گفته دکتر ولی، هم اکنون از چهار منطقه کردستان، يعنی مناطق کردنشين عراق، ايران، ترکيه و سوريه دانشجويانی در حال تحصيل در اين دانشگاه هستند. رييس دانشگاه بين المللی هولير (اربيل)، شکل گيری اين نهاد آموزشی و آکادميک را با حضور استادانی که از کشورهای غربی به اربيل آمده اند، سرآغاز حرکتی برای «مدرنيزه کردن و ايجاد اصلاحات در منطقه کردستان عراق» می داند. منطقه ای با ثبات در کشوری جنگ زده چهار سال پس از آغاز جنگ عراق، نگاه اغلب رسانه ها به سوی بخش های ناآرام و پر تنش اين کشور متمرکز است؛ مناطقی که به شکل عمده در نواحی مرکزی يا نيمه جنوبی اين کشور جای دارند. اما در همين مقطع زمانی چهار ساله، در بخش شمالی عراق و به طور مشخص سه استان کردنشين اين کشور، آرامش نسبی برخوردار بوده و زيرساخت های اقتصادی با تکيه بر سرمايه گذاری خارجی در حال شکل گيری است. دکتر عباس ولی، ضمن قبول کاستی هايی در جامعه و فرهنگ کردستان عراق می گويد: مقامات حکومت فدرال کردستان خود به اين کمبودها واقف و معترف اند. مهمترين و اصلی ترين کمبود در اين منطقه، نبود نيرو و کادر متخصص است که اين خود، ميراثی بازمانده از دوران حکومت بعث در عراق است. با تداوم توسعه اقتصادی در کردستان، افزايش دستمزد ها و به تبع آن تورم و ديگر مشکلات خاص اجتماعی و سياسی به وجود می آيد. دکتر عباس ولی اين تحليلگر مسايل عراق، حکومت پيشين عراق را نه تنها مانع پيشرفت ، بلکه عامل تخريب شهرها و مناطق کردنشين در اين کشور می داند. وی می گوید که «حالا مقامات حکومت کردستان می خواهند با آخرين سرعت بازسازی و پيشرفت کنند اما توسعه سريع، بی ترديد از نظر جامعه شناسی، اقتصادی، سياسی و حتی فرهنگی و روانی مشکلاتی برای اينجا به بار می آورد. چون اين توسعه، تا حد زيادی جابجايی موقعيتی همراه می آورد.» به عقيده کارشناسان و تحليلگران امور خاورميانه، کردستان عراق اکنون در وضعيت جذب سرمايه گذاری و رونق اقتصادی است. پروژه های عمرانی، صنعتی و بازرگانی که در اين منطقه در حال پيشرفت است همگی نشانگر «توسعه اقتصادی در کردستان عراق» هستند. اما به اعتقاد دکتر ولی، با تداوم توسعه اقتصادی در اين منطقه، افزايش دستمزدها و به تبع آن تورم و ديگر مشکلات خاص اجتماعی و سياسی به وجود می آيد. وی می افزاید که به ويژه که بار اصلی اين تحول اقتصادی، ناشی از سرمايه گذاری های وارداتی از کشورهای همسايه مانند ترکيه، ايران و سوريه است و اقتصاد اين کشورها نادرست و خراب است. به گفته دکتر ولی نتيجه اين می شود که تورم کشورهايی نظير ايران، ترکيه و سوريه نيز همراه برنامه های توسعه در اين منطقه، وارد کردستان عراق می شود. رييس دانشگاه بين المللی اربيل، دلايل ديگری را نيز دال بر ضعيف و لرزان بودن توسعه اقتصادی در کردستان عراق بر می شمرد: «از جمله اينکه تنها منبع درآمد حکومت کردستان، سهم ۱۳ درصدی است که از درآمد نفتی عراق دريافت می کند که این قرار است به ۱۷ درصد افزايش يابد.» با اين حال دکتر عباس ولی، به آينده توسعه اقتصادی و چشم انداز توسعه سياسی در کردستان عراق اميدوار است و می گويد: «در محدوده خاورميانه، اکنون آزادی قابل تحسينی در اينجا وجود دارد. شايد يک دليل آن اين باشد که مذهب هنوز در اينجا حريم شخصی است و به ايدئولوژی تبديل نشده است. جامعه از اساس، سکولار است و حکومت نيز سعی دارد که از اين شرايط پشتيبانی کند.» پتانسيل دوگانه: ثبات و توسعه يا ناامنی و جنگ برخی کارشناسان می گويند که «کردستان عراق در حال حاضر دارای دو پتانسيل است؛ پتانسيلی برای توسعه، سازندگی و برقراری دموکراسی و ديگری پتانسيلی برای ايجاد تنش و ناآرامی با توجه به تهديدهای موجود از سوی همسايگان.» از دکتر عباس ولی درباره ميزان اميدواری به شرايط، اعتماد به ماندگاری و اثرگذاری دانشگاهی می پرسم که او رياستش را به عهده دارد. دکتر ولی:«ممکن است در کوتاه مدت، امور کردستان عراق به هم بريزد ولی فکر نمی کنم هيچ کدام از دولت های همجوار، توانايی اقتصادی و نظامی لازم را داشته باشند که کردستان عراق را در بلند مدت زير سيطره نگه دارند.»
او می گويد: گرچه در يک مقطع زمانی کوتاه مدت، اميدی به تثبيت وضع عراق به ويژه در بغداد نيست اما حکومت خودمختار کردستان قادر به اداره امور است؛ چرا که حضور ما در اينجا وابسته به وجود يک دانشگاه و بنياد آکادميک و فرهنگی است. وی می افزاید: اما درست است که دانشگاه ها نيز در خلا زندگی نمی کنند و در چارچوب سياست موجود بايد ادامه حيات دهند. بنابراين شرايط تدوام کار ما در کردستان عراق، تابع وضعيت سياسی است. به گفته دکتر ولی، «اساس کار بر اين است که اين حکومت در چارچوب عراقی فدرال و دموکراتيک، به شکل فدرال محلی باقی بماند. در اين صورت ما هم می مانيم. اما اگر با توجه به تهديدهای کشورهای همسايه يا گروه هايی در بغداد، وضع با ثبات کردستان، تغيير کند حتما دانشگاه نيز نمی ماند. ولی به نظرم در شرايط کنونی، چنين تهديدهايی، واقعيت اساسی ندارد.» وی در ادامه حتی «احتمال حمله نظامی همسايگان کردستان عراق» را پيش می کشد اما می گويد: «ممکن است در کوتاه مدت، امور اينجا به هم بريزد ولی فکر نمی کنم هيچ کدام از دولت های همجوار، توانايی اقتصادی و نظامی لازم را داشته باشند که کردستان عراق را بلند مدت زير سيطره نگه دارند.» رييس دانشگاه بين المللی اربيل می گويد که با توجه به رشته دانشگاهی اش (علوم سياسی و روابط بين الملل) اکنون هيچ نقشی به عنوان مشاور سياسی در حکومت فدرال کردستان عراق ندارد اما با توجه به اينکه دانشگاه بين المللی اربيل، يک نهاد با پشتوانه دولت کردستان است، مقامات اين منطقه عراق از پژوهش ها و دستاوردهای آموزشی و علمی اين دانشگاه بهره مند می شوند. تحصيل در دانشگاه بين المللی هولير (اربيل) دانشگاهی که دکتر عباس ولی، رياستش را به عهده دارد با ايده و پشتيبانی حکومت کردستان تاسيس شده «پس با توجه به دولتی بودنش، تحصيل در اين دانشگاه رايگان است اما امتحان ورودی دارد.» به گفته عباس ولی، امتحان ورودی اين دانشگاه به زبان انگليسی است و با توجه به استاندارد بريتانيايی که بر اين نهاد حاکم است «آزمون ورودی در سطح بالايی برگزار می شود. به طوری که بيش ازچهار هزار نفر برای سال اول فعاليت دانشگاه در رشته های مختلف ثبت نام کردند اما تنها نزديک به ۳۰۰ نفر پذيرفته شدند.» عاملی که باعث شد مقامات حکومت کردستان عراق مجاب شوند که برای مدرنيزاسيون در این منطقه، دانشگاهی تازه را افتتاح کنند،«اين بود که تدريس در اين دانشگاه براساس شيوه های مدرن خواهد بود.» رییس دانشگاه اربیل اين استاد دانشگاه، علت تدريس به زبان انگليسی در اين دانشگاه را «ضعف زبان های شرقی از جمله عربی، فارسی، ترکی و کردی در بيان مفاهيم مدرن سياسی و اجتماعی» می داند. اين استاد دانشگاه، هيچ عاملی غير از آزمون ورودی را در پذيرش دانشجو دخيل نمی داند: «ما نه براساس قوم و مليت يا نژاد دانشجو می پذيريم و نه بر اساس جنسيت يا محدوديت سنی. بر همين اساس اکنون دانشجويانی از ايران، ترکيه و سوريه داريم. همين طور دانشجويان عرب که از جنوب عراق آمده اند.» دکتر عباس ولی، يکی از مهمترين مشکلات خود و همکارانش برای افتتاح اين دانشگاه را يافتن استادان مجرب و مسلط به زبان انگليسی در ديگر کشورها و جلب رضايت آنها برای اقامت در کردستان عراق می داند: «چون معيار کاری ما غربی است اساتيد بايد از کشورهای غربی می آمدند. مثلا رييس دانشکده جامعه شناسی از دانشگاه سيدنی آمد يا استادان ديگر از سوئد، آمريکا و انگليس آمدند.» به گفته دکتر عباس ولی، تصميم گرفته شده که در آينده ای نزديک دو دانشکده ديگر نيز به جمع اين دانشکده ها افزوده شوند: تربيت معلم انگليسی برای مدارس و تکنولوژی نفت. |
||
|
|
|
||
|
|||
|
|
|
|
|
مدتیه گرفتاریهای کاری اجازه نمی دهند آپ کنم.در اولین فرصت مطالب زیادی دارم که میزارم. |
||
|
|
|
|
|
|
||
|
|
|
|
![]() |
||
|
|
|
|
|
در ارتباط با بازدا شت ملوانهای انگلیسی یک نکته خیلی مهم به نظر
میرسد٬و آن اینستکه ایران ادعا میکند انگلیس در جریان بازداشت ملوانها ٬یک نامه به ایران فرستاده و از ایران معذرت خواهی کرده و متعهد شده استکه دیگر به آبهای ایران تجاوز نخواهد کرد.
انگلیس این ادعا را بشدت رد کرده است و مدعی است که همچین تعهدی به ایران نداده است. در این مناقشه باید یکی از طرفین دروغ بگوید٬احتمال دیگر آنست نامه ای که وجود دارد آنقدر دو پهلو نوشته شده است که هم ایران و هم انگلیس را ارضا میکند. اگر واقعا چنین نامه ای که ایران ادعا میکند و جود داشته باشد باید گفت ٬ایران به یکی از بزرگترین اهدافش که٬تحقیر کردن دشمنانش میباشدرسیده است.با توجه به رابطه بسیار نزدیک انگلیس و آمریکا در مورد مسائل بین المللی ٬از جمله ایران و عراق می توان نتیجه گرفت همه تهدیدات اقتصادی و نظامی بر ضد ایران صرفا"یک بلوف است و از حد تبلیغات فراتر نمیرود. از اینکه نامه مورد مناقشه ٬از طرف ایران افشا نمی شود٬میتوان نتیجه گرفت۱-چنین نامه ای اساسا وجود نداردو ایران دروغ میگوید۲-چنین نامه ای وجود دارد ولی ایران آنرا نگه داشته تا در موقعیت بهتری از آن استفاده کند. با توجه به درگریهای لفظی و رسانه ای بین ایندو دولت افشا نکردن چنین نامه ای قدری تامل برانگیز است ٬شاید آنقدر نامه محکم و قابل استناد برای ایران نیست تا از آن استفاده بکند.
|
||