تبليغاتX
سیاسی-اجتماعی
از هر دری سخنی-بیشتر مسائل سیاسی با نگاهی میانه رو
خیلی وقته نیومده ام  کلی حرف دارم ام..........
+ نوشته شده در  87/02/30ساعت 10:49 بعد از ظهر  توسط ایرج  | 

سرزميني بود که همه مردمش دزد بودند.

شب ها هر کسي شاکليد و چراغ دستي دزدانش را بر مي داشت و مي رفت به دزدي خانه
 
ي همسايه اش. در سپيده ي سحر باز مي گشت، به اين انتظار که خانه ي خودش هم غارت
 
 شده باشد. و چنين بود که رابطه ي همه با هم خوب بود و کسي هم از قاعده نافرماني نمي
 کرد. اين از آن مي دزديد و آن از ديگري و همين طور تا آخر و آخري هم از اولي. خريد و
 
فروش در آن سرزمين کلاهبرداري بود، هم فروشنده و هم خريدار سر هم کلاه مي گذاشتند.
 
 دولت، سازمان جنايتکاراني بود که مردم را غارت مي کرد و مردم هم فکري نداشتند جز کلاه
 
گذاشتن سر دولت. چنين بود که زندگي بي هيچ کم و کاستي جريان داشت و غني و فقيري
 
 وجود نداشت.

ناگهان ـ کسي نمي داند چگونه ـ در آن سرزمين آدم درستي پيدا شد. شب ها به جاي
 
برداشتن کيسه و چراغ دستي و بيرون زدن از خانه، در خانه مي ماند تا سيگار بکشد و رمان
 
بخواند .دزد ها مي آمدند و مي ديدند چراغ روشن است و راهشان را مي گرفتند و مي رفتند.


زماني گذشت. بايد براي او روشن مي شد که مختار است زندگي اش را بکند و چيزي ندزدد،
 
اما اين دليل نمي شود چوب لاي چرخ ديگران بگذارد. به ازاي هر شبي که او در خانه مي
 
ماند، خانواده اي در صبح فردا ناني بر سفره نداشت.

مرد خوب در برابر اين دليل، پاسخي نداشت. شب ها از خانه بيرون مي زد و سحر به خانه بر
 
مي گشت، اما به دزدي نمي رفت. آدم درستي بود و کاريش نمي شد کرد. مي رفت و روي
 
پُل مي ايستاد و بر گذر آب در زير آن مي نگريست. باز مي گشت و مي ديد که خانه اش غارت
 
شده است.

يک هفته نگذشت که مرد خوب در خانه ي خالي اش نشسته بود، بي غذا و پشيزي پول. اما
 
اين را بگوئيم که گناه از خودش بود. رفتار او قواعد جامعه را به هم ريخته بود. مي گذاشت که
 
 از او بدزدند و خود چيزي نمي دزديد. در اين صورت هميشه کسي بود که سپيده ي سحر به
 
خانه مي آمد و خانه اش را دست نخورده مي يافت. خانه اي که مرد خوب بايد غارتش مي
 
کرد. چنين شد که آناني که غارت نشده بودند، پس از زماني ثروت اندوختند و ديگر حال و
 
حوصله ي به دزدي رفتن را نداشتند و از سوي ديگر آناني که براي دزدي به خانه ي مرد خوب
 
 مي آمدند، چيزي نمي يافتند و فقير تر مي شدند. در اين زمان ثروتمند ها نيز عادت کردند که
 
شبانه به روي پل بروند و گذر آب را در زير آن تماشا کنند. و اين کار جامعه را بي بند و بست تر
 
کرد، زيرا خيلي ها غني و خيلي ها فقير شدند.

حالا براي غني ها روشن شده بود که اگر شب ها به روي پل بروند، فقير خواهند شد. فکري
 
به سرشان زد: بگذار به فقير ها پول بدهيم تا براي ما به دزدي بروند. قرار داد ها تنظيم شد،
 
دستمزد و درصد تعيين شد. و البته دزد ـ که هميشه دزد خواهد ماند ـ مي کوشد تا
 
کلاهبرداري کند. اما مثل پيش غني ها غني تر و فقير ها فقير تر شدند.

بعضي از غني ها آنقدر غني شدند که ديگر نياز نداشتند دزدي کنند يا بگذارند کسي برايشان
 
 بدزدد تا ثروتمند باقي بمانند. اما همين که دست از دزدي بر مي داشتند، فقير مي شدند، زيرا
 
 فقيران از آنان مي دزديدند. بعد شروع کردند به پول دادن به فقير تر ها تا از ثروتشان در برابر
 
فقير ها نگهباني کنند. پليس به وجود آمد و زندان را ساختند.

و چنين بود که چند سالي پس از ظهور مرد خوب، ديگر حرفي از دزديدن و دزديده شدن در
 
ميان نبود، بلکه تنها از فقير و غني سخن گفته مي شد. در حاليکه همه شان هنوز دزد بودند.

مرد خوب، نمونه ي منحصر به فرد بود و خيلي زود از گرسنگي در گذشت.

+ نوشته شده در  86/07/28ساعت 9:43 قبل از ظهر  توسط ایرج  | 

من شخصا فکر می کنم آمریکائیها تمایل دارند ایران به غنی سازی ادامه دهد و به قطعنامه های سازمان

ملل توجهی نکند.تا بهانه برای حمله به ایران را داشته باشند،و برای سالها بساط هسته ای را در ایران

جمع کنند،که الگوئی برای کشورهای منطقه نشود.و جنگ تسلیحاتی هسته ای در منطقه در نگیرد.چر

ا که ممکن است یکی از این حکومتها دست جناحهائی بیفتد که به تروریستها نزدیک هستند.

آمریکا برای حمله به ایران بیشتر به حمایت سیاسی اروپائیها نیاز دارد تا حمایت نظامی.چونکه قدرت

نظامی اروپائیها نسبت به خود آمریکا خیلی کمتر است.مثلا فرانسه که اخیرا در مورد ایران متحد نزدیک

آمریکا شده،فقط دارای یک ناو هواپیما بر متوسط است درحالیکه آمریکا در جنگ عراق فقط ۴ ناو بزرگ را

در خلیج فارس مستقر کرد.در مسائل دیگرنظامی نیز این فاصله زیاد وجود دارد.

در صورتیکه در این منطقه جنگ با ایران شروع شود،قطعا بازنده اولی و وسطی  و آخری ایران و مردم ایران

 خواهد بود.زیرا آمریکا از آنطرف دنیا پانصد هزار نیروی نظامی تا دندان مسح را در منطقه مستقر میکند و

حاصل این  رویاروئی نابودی بیش از پیش ایران خواهد بود.

اگر مسائل همینطور پیش روند که تا حالا پیش رفته ،

با اطمینان میگویم این یک دام است .و ایران در این دام گرفتار شده است.

+ نوشته شده در  86/07/14ساعت 1:30 بعد از ظهر  توسط ایرج  | 

 

 حالا که بی بی سی فیلتره یه گزارشی رو از اونجا گرفته ام که در اینجا شما هم میتونید بخونید.

 

رسانه های آمريکایی اخيرا از طرح دولت جورج بوش برای قرار دادن نام سپاه پاسداران در فهرست

سازمان های تروريستی وزارت خارجه آمريکا خبر دادند و به دنبال آن یک مقام دولتی در آمریکا - که

نخواست نامش فاش شود - در گفتگو با بی بی سی وجود چنین برنامه ای را تایید کرد.

هرچند وزارت خارجه آمريکا هنوز اين خبر را رسما اعلام نکرده، اما همزمان، فرماندهان ارتش آمریکا در

عراق اتهامات خود علیه جمهوری اسلامی دایر بر ارسال سلاح برای شورشیان عراقی را شدت بخشیده اند.

آمریکا به ویژه واحد عملیات خارجی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی ایران، موسوم به نیروی قدس، را

مسئول دخالت نظامی در عراق می داند.

يک ژنرال ارشد آمريکايی هفته پیش ادعا کرد حدود ۵۰ عضو همین نیرو در داخل عراق سرگرم آموزش

تندروهای شيعه برای انجام حملات عليه نيروهای آمريکايی و عراقی هستند؛ اتهامی که ایران رد کرد.

تشديد لحن مقام های آمريکايی عليه ايران گمانه زنی های متفاوتی در واشنگتن درباره گام بعدی کاخ

سفيد عليه تهران به وجود آورده است.

برخی احتمال می دهند که هدف دولت بوش زمينه سازی برای حمله محدود به مواضع سپاه پاسداران در

 مرزهای ايران با عراق باشد.

به گفته وين وايت، معاون سابق اداره اطلاعات و پژوهش بخش خاورميانه و جنوب آسيای وزارت خارجه

آمريکا، با اين کار به ايران نشان داده می شود که باید "بهای کارهايی که می کند را بپردازد."

وی می افزايد: "آنها (ايران) تا حالا هيچ هزينه ای نداده اند. اما اگر به اهدافی در عمق ۱۰- ۲۰ مايلی

 درون مرزها و يا به زيرساختارها حمله شود، ايران مجبور می شود در سياست های خودش تجديد نظر

کند."

او می گويد شايد طرح های بيشتری هم در دست باشد: "بعضی می گويند - و البته من هنوز به اين

تئوری اعتقاد ندارم و آن این است - که بمباران احتمالی مواضع سپاه در مرزهای عراق فقط برای اين

خواهد بود که ايران را وارد يک سيکل تلافی جويانه کند و بعد نهايتا به يک حمله وسيعتر عليه تاسيسات

 اتمی ايران تعمیم داده شود."

اما البته برخی ديگر از کارشناسان معتقدند که گزينه نظامی

لزوما در دستور کار کاخ سفيد نيست.

هنری پرکت، ديپلمات بازنشسته وزارت خارجه آمريکا، که در زمان گروگانگيری مسئول امور ايران بوده می

 گويد: "فکر نمی کنم که دولت آمريکا می خواهد با شيوه های نظامی برود سراغ ايران. اين کار هزينه

های جانی و مالی بسيار زيادی خواهد داشت و بر موقعيت ما در خاورميانه اثر می گذارد. قيمت نفت هم

 بالا می رود. اقتصاد جهانی اکنون در وضعيت خوبی نيست. من فکر می کنم عاقلانه باشد اگر مسئولين

 رده بالا در واشنگتن لحن سرسختانه ای اتخاذ کنند اما عملا کاری نکنند که اوضاع اقتصادی را وخيم تر کند."

هنری پرکت به مسائل داخلی و اختلافات بين تندروها و ميانه روها در حکومت آمريکا اشاره می کند:

"تروريست خواندن سپاه پاسداران هيچ اثر مثبتی در ايران نخواهد داشت اما تاثيرات مثبتی در واشنگتن

خواهد داشت. چون ممکن است اعضای کنگره را که بدنبال اعمال تحريم عليه شرکت های خارجی طرف

 معامله با ايران هستند، قانع کند که اين طرح ها را که موجب ناراحتی متحدين اروپايی ما می شود کنار

 بگذارند. بنابراين تحريم سپاه پاسداران راه حل آسان و ارزانی برای دولت آمريکاست تا نشان دهد

 مشغول اقداماتی عليه ايران است. "

اما وين وايت می گويد اختلافات داخلی در آمريکا بين قوای مختلف و شخصيت های گوناگون علت اعمال

فشار عليه ايران نيست:

"من آنقدر درباره اين به اصطلاح شکاف بين معاون رئيس جمهور و کاندوليزا رايس خوانده ام که حد ندارد.

 يک چيزی که ما بايد از تاريخ ياد بگيريم اين است که کاندوليزا رايس دنباله رو سياست های رئيس

جمهور است. مذاکره با ايران هيچ تناقضی با عمليات نظامی عليه اين کشور ندارد. اين دو رويکرد می

توانند تکميل کننده هم باشند."

 

وی می افزايد: "از طريق مذاکره شما به آنها بطور ديپلماتيک

هشدار می دهيد. بعد اگر نتيجه نگرفتيد، توسل به زور در نگاه مردم آمريکا و بخشی از مردم جهان توجيه

 کننده خواهد بود."

وين وايت می گويد بوش شخصا و به طور جدی نگران تهديدهای ايران است.

او که تا مارس ۲۰۰۵ در وزارت خارجه آمريکا خدمت کرده تاکيد می کند مدارک موثقی ديده که نشان می

دهد پيکارجويان شيعه عراقی از ايران اسلحه می گيرند و در داخل مرزهای اين کشور آموزش می بينند:

"بحث زيادی بر سر محکم بودن مدارک و شواهد اين دخالت ها وجود دارد. آن مدارکی که من تا پيش از

ترک دولت ديدم بسيار محکم و قوی هستند، نه مثل مدارک و شواهد دست دومی که افرادی نظير احمد

چلبی قبل از حمله به عراق در واشنگتن به اين و آن نشان می دادند."

ایران ارسال سلاح برای پیکارجویان شیعه عراقی را انکار کرده است.

به علاوه هنری پرکت می گويد ايران عامل اصلی مشکلات عراق نيست: "ما در وضعيت دشواری در عراق

 قرار داريم و دولت احتمالا سعی می کند که موضوع را قدری عوض کند و بر دخالت های ايران که بنظر من

 تا حالا مدارک محکمی درباره آن ارائه نشده تمرکز کند."

اما آيا حمله احتمالی به ايران، برخی را در اين کشور ترغيب نمی کند تا عراق را تبديل به يک جهنم زنده

برای سربازان آمريکايی کنند؟

وين وايت می گويد: "من راستش فکر می کنم که عراق همين الان هم يک جهنم زنده است. اما شما

قطعا درست می گوييد که ممکن است اوضاع وخيم تر بشود. اين کار دقيقا چيزی است که من پيش

بينی می کنم جزء واکنش های ايران باشد. اما اين تنها به حمله شديدتر آمريکا در کنار مرزها منجر می

 شود و نهايتا به تشديد درگيری ها کمک می کند."

آيا تشديد درگيری ها با ايران مشکل عراق را برای آمريکا حل می کند؟

 

 

 

وين وايت می گويد: "اين باعث وخامت اوضاع خواهد شد. بخش

مشکل زای اين طرح که من به کرات سعی کرده ام درباره اش

هشدار بدهم اين است که حتی اگر ما بتوانيم بخش عمده قوای

تلافی جويانه ايران را در خليج فارس از بين ببريم، اين تنها باعث می شود که عراق بيش از هميشه به

 محلی برای اقدامات تلافی جويانه ايران عليه آمريکا تبديل شود."

وين وايت که می گويد بعضی طرح های پنتاگون برای حمله به ايران را قبلا ديده به شدت بدبين است:

 

"من با تمام وجود اميدوارم که صرفنظر از موضع هسته ای ايران اين اتفاق نيافتد. چون اگر آمريکا اين طرح

 های احتياطی را به اجرا بگذارد، ما بحرانی در خليج فارس خواهيم داشت که وضعيت بد عراق در کنار آن فراموش خواهد شد."

وين وايت که ايران را مقصر تنش های کنونی می داند می گويد اين کشور با تغيير سياست هايش در

 عراق و مسئله هسته ای می تواند اوضاع را تا حد زيادی آرام کند.

 

 

+ نوشته شده در  86/07/14ساعت 12:51 بعد از ظهر  توسط ایرج  | 

 
بد نیست کمی از دنیای سیاسی بریم بیرون .
 
روش های خروج از بحران بی شوهری در جامعه امروز
 
 
در راستای اینکه بحران بی شوهری در جامعه امروز به وجود آمده کلیه خانمهای محترم می تونن از روش های زیر استفاده کنن و البته مراقب باشن که سوءاستفاده نکنن .

۱ ـ روش کوزه ای : همان روش قرن های قدیم که دختر کوزه به دوش به سمت رودخانه می رفت پسر به کوزه می خوره کوزه بشکست و بعد چنین گفته اند که : اگر با من نبودش هیچ میلی ... چرا ظرف مرا بشکست لیلی
نتیجه گیری : بحران ازدواج حال حاضر بخاطر لوله کشی شدن آبه .

۲ ـ روش عرفانی : چهل شبانه روز جلوی خونه رو آب و جارو میکنی و ده تا شمع روشن می کنی شکلات بین مردم تقسیم می کنی تا مرد آرزوهات بیاد.
نتیجه گیری : در صورت کمبود شمع می تونین فانوس هم روشن کنین .

۳ ـ روش سوسکی : بخاطر ترس از یه سوسک که حتی می تونی خودت اون رو تو خونه یا کوچه کار بزاری همچین محکم می پری تو بغلش و بهش می چسبی که هیچ جور نتونه تو رو از خودش جدا کنه .
نتیجه گیری : با تشکر از کلیه سوسک های محترم مقیم مرکز و حومه .

۴ ـ روش تیپ : انواع تیپ های مختلف روی خودت پیاده می کنی بیست و دو کیلو لوازم آرایش روی خودت خالی می کنی و سعی میکنی تا آنجا که ممکن است لباس ها مورد توجه باشند طوری که هرکس که تو خیابونه مجبور بشه حتما یک بار شما را نگاه کنه بعد گوشه خیابون می ایستی تا شوهر مناسب سوارت کنه .
نتیجه گیری : خطر احتمال از بین رفتن آبروی چندین و چند ساله تان وجود دارد اما چون به خاطر ازدواج است مسئله نیست این دفه !

۵ ـ روش خر خونی : تو کلاس و مدرسه و دانشگاه نمره بیست کلاس می شی بالاخره تو کل سال های مدرسه یه خر خون دیگه پیدا میشه که بیاد سراغت و باعث بشه که نترشی .
نتیجه گیری : اگه شوهر پیدا نشد تا مقطع دکترا ادامه بدین و بعد ترک تحصیل کنین.

۶ ـ روش مایه داری : با دوستان توی انواع پارتی های شبانه و پیست های اسکی و باشگاه های بیلیارد و بولینگ هر کوفت و زهر مار دیگری که می تونی شرکت می کنی و حواست فقط به یه شوهر مناسب هست تا چیز های دیگه .
نتیجه گیری : سعی کنین همیشه چند میلیون در کیف خود داشته باشین.

۷ ـ روش مذهبی : توی انواع مجالس مختلف مذهبی شرکت می کنی توی هیچ چیز کم نمی آری جایی نیست که مراسمی باشه و تو اونجا نباشی تا بالاخره یه شوهر گیرت بیاد .
نتیجه گیری : التماس دعا خواهر .

۸ ـ روش فامیلی : یه کاغذ بر می داری و اسم تمام پسرهای فامیل از سن پنج تا پنجاه ساله رو که ازدواج نکردنن رو روش می نویسی بعد شروع به بررسی و تفکیک می کنی و اونهایی که شرایط را دارن رو انتخاب می کنی و یه برنامه ریزی برای عملیات تاکتیکی که بلاخره یه کدوم رو خفت کنی .
نتیجه گیری : می تونین روی یه بچه پنج ساله برای بیست سال آینده برنامه بریزین

۹ ـ روش نامردی : جلوی یکی از این ماشین های پلیس یه دفعه می پری پسره رو می گیری تو بغلت و دستت رو میکنی تو دستش و ازش... (سانسور ) می گیری تا بعد از تعهد توی کلانتری مجبور بشه که باهات ازدواج کنه. البته این روش برای اونهایی است که از کلیه روش های بالا نا امید شده اند.
نتیجه گیری : در تعهد نامه کلانتری حتما مقدار مهریه را ذکر کنین
+ نوشته شده در  86/05/13ساعت 11:6 بعد از ظهر  توسط ایرج  | 

 

 

 

 

 


ايمرالي، مركز فرماندهي «پ.ك.ك.»

 

 

 

 

موقعيت جغرافيايي
جزيره‌ ايمرالي در درياي «مرمره» واقع شده و

خالي از سكنه بوده و از نظر مساحت نيز پس از

جزيره مرمره، دومين جزيره بزرگ اين درياست.

جزيره نامبرده در اختيار نيروي دريايي بوده و

زندان ايمرالي نيز در آن واقع شده است.


پيش از انتقال عبدالله اوجالان به ‌اين زندان، همه

 زندانيان تخليه شده و تنها يك زنداني به نام

«اوجالان» دارد.


گفتني است كه عدنان مندرس از نخست وزيران

 سابق تركيه در اين زندان اعدام شده است.



وضعيت امنيتي ايمرالي


در اين جزيره، شبانه روز (24 ساعته)، هفتصد

پرسنل امنيتي انجام وظيفه مي‌كنند كه 250 نفر

 از آنان، افسر و درجه‌دار و بقيه سربازان كماندو

هستند. تجهيزات امنيتي‌شان هم عبارت از يك

كشتي بزرگ جنگي، يك زير دريايي، دو كشتي

جنگي كوچك، شش قايق امنيتي ساحلي و

شش جت ساحلي كوچك.

اوجالان 24 ساعته و لحظه به لحظه زير نظر

 است؛ ساختمان سه طبقه است و نگهباناني

كه در داخل ساختمان، انجام وظيفه مي‌كنند،

مسلح نيستند. حتي اگر يك درجه‌دار مسلح هم

وارد شود، در نقطه آخر، سلاح خود را به

نگهبانان تحويل مي‌دهد. پايين‌ترين طبقه

 ساختمان؛ يعني طبقه‌اي كه اوجالان در آن

است، به كلي از يك ديوار گوشتي پوشيده شده

و تجهيزات الكترونيكي بسياري در آن فعال

هستند. در طبقه دوم و سوم نيز پرسنل مسئول

امنيت داخلي و وسايل گوناگون متعلق به

پرسنل، بايگاني، كامپيوتر، سيستم‌هاي رادار و

انبار دارو كه داروها در آن وجود دارد، قرار دارند.

اوجالان در پايين‌ترين طبقه مي‌ماند و تا جايي كه

 در مانيتورهاي گيرنده ديده مي‌شود، مكاني 10ـ9 متر مربعي براي هواخوري است كه روي آن با

سيم خاردار پوشانده شده است و نزديك به ده

دوربين متصل به مانيتور، وي را دايم؛ در حمام،

توالت، هواخوري، هنگام خواب، موقع نوشتن؛

يعني شبانه روز تحت نظر دارند.


به غير از كماندوها، همه كساني كه در ايمرالي

انجام وظيفه مي‌كنند، هر سه ماه يك بار تعويض

مي‌شوند.

از اطلاعات منتشره در مطبوعات تركيه درباره

اوجالان و زندان ايمرالي كه وي در آن مي‌ماند،

معلوم مي‌شود عبدالله اوجالان از زماني كه

دستگير شده است تاكنون، در مكاني اين

چنيني كه‌ ايزولاسيون حاكم بر آن در هيچ جا

ديده نشده است، نگهداري مي‌شود؛ مكاني كه

بدون اجازه ستاد مشترك تركيه در آن حتي نمي

توان آب خورد.

اوجالان كه در دومين جزيره بزرگ درياي مرمره،

به تنهايي و تحت تدابير امنيتي بي‌نظير در زندان

 نگهداري مي‌شود، گاه جنگ و گاه آتش‌بس

اعلام مي‌كند و ستاد مشترك ارتش تركيه نيز

عملاً ايمرالي را به عنوان مركز فرماندهي

«پ.ك.ك» مي‌شناسد كه ‌اين امر سبب

مي‌شود، كارشناسان، تحليل‌هاي جالب و

متفاوتي در اين باره انجام دهند.


همچنين برخي از كارشناسان سياسي، اين

موضوع را كه اوجالان در چنين زنداني، گاه

 آتش‌بس اعلام كرده و گاه مبارزان خود را به

فعاليت‌هاي مسلحانه هدايت مي‌كند، اين گونه

توجيه مي‌كنند كه اوجالان با دمكراسي و آزادي

 كه ارتش تركيه در آن جزيره فراهم آورده است،

مي‌تواند پيام‌هاي خود را با وكلايش به سازمان و مطبوعات برساند. 

اين اوجالان است كه پس از هماهنگي كامل

 بين «پ.ك.ك»، طالباني و بوش فرمان آتش‌بس

را پس از ملاقات هفتگي مورخ 23/9/2006 يعني

 در ملاقاتي كه در مورخه 27/9/2006 به وي اعطا

 شده بود، اعلام مي‌كند و مي‌گويد: من وظيفه‌اي

 را كه بر عهده دارم، انجام مي‌دهم و «پ.ك.ك»

را به آتش‌بس فرا مي‌خوانم. اميدوارم «پ.ك.ك»

 به‌اين فراخوان گوش دهد و يقين دارم كه نتيجه

بخش خواهد بود.
پس از دستور فرمانده، «پ.ك.ك» رسماً اعلام

مي‌كند در پي دستور رهبرمان از تاريخ 1/10/

2006 بدون هيچ قيد و شرطي آتش‌بس مي‌كنيم.
لازم به توضيح است كه از زمان دستگيري

 

 اوجالان تاكنون هرگز در عرض يك هفته، دو

 

ملاقات به وي داده نشده بود، ولي به خاطر پيام

استراتژيك، اين ملاقات داده مي‌شود.

آيا ارتش تركيه مخالف آتش‌بس است؟


چرا ارتش تركيه اعلام مي‌كند من آتش‌بس را

قبول ندارم و تا خلع سلاح كامل و تسليم آنها به

مبارزه ادامه خواهيم داد؟ در اين باره بعضي

پرسش‌ها به ذهن هم خطور مي‌كند. براي مثال؛

آيا نمي‌شد ملاقات دومي در تاريخ 27/9/2006

به اوجالان داده نشود تا نتواند بيانيه آتش‌بس را

صادر نمايد؟ يا اينكه ارتش تركيه هم در چهارچوب

 برنامه‌هاي ديكته شده آمريكا حركت مي‌كند و

مجبور است اين ملاقات را بدهد!


به عقيده برخي از كارشناسان ارتش براي اين‌كه

در اين معامله سود بيشتري نصيبش شود، اعلام

 مي‌كند من آتش‌بس را قبول ندارم و به نظر

بعضي از كارشناسان ديگر خواهد گفت حمايت

ما از اوجالان به خاطر اين است كه بر «پ.ك.ك»

 دو جناح عمده حاكم است كه ما در طول اين

مدت نخواسته‌ايم جناح اوجالان تضعيف شود و

 مي‌خواستيم كاري كنيم «پ.ك.ك» در خط

اوجالان و اوجالان نيز در چهارچوب برنامه ما قرار

گيرد.

اين مسائل نيز جاي بحث فراوان دارد. آنهايي كه

‌اين مسئله را در چهارچوب نقش ارتش در

سياست داخلي تحليل مي‌كنند، اين پرسش‌ها

را مي‌پرسند: منافع ارتش از هدايت «پ.ك.ك»

به سمت اين برنامه كه در مورخه 1 ژوئن 2004

با فرمان اوجالان آتش بس پنج ساله شكست و

«پ.ك.ك» وارد فاز جديد مبارزه مسلحانه شد و

عرض اين دو سال چند صد نفر از نظاميان كشته

شده و مادران داغدار شدند، چه بوده است؟ آيا

بودجه‌اي كه براي مبارزه با ترور صرف شده تا

 حال بيش از 150 ميليارد دلار نبوده است؟ به

اعتقاد آنهايي كه مسئله را در چهارچوب

استراتژي‌هاي منطقه‌اي و تأثيرات آن بر

سياست داخلي تحليل و بررسي مي‌كنند ارتش

مخالف آتش‌بس نبوده، بلكه به دنبال

سهم‌خواهي از روندي كه آمريكا مي‌خواهد در

منطقه به وجود آورد، است و مي‌خواهد تضميني

از آمريكا بگيرد كه آقا بودنش در كشور مد نظر

باشد.

مي‌دانيم تغييرات قانوني كه تركيه در چهارچوب

هماهنگي با اتحاديه اروپا انجام داده است، از

نقش تعيين‌كننده ارتش در سياست داخلي

كاسته است. ارتش كه بزرگ‌ترين قلعه

آتاترك‌پرستي است، به رغم اين‌كه عضويت در

اتحاديه اروپا را يكي از اهداف آتاترك در جهت

 مدرن شدن و غربي شدن دانسته و از آن

حمايت مي‌كند، از غير نظامي شدن و تغييرات

 دمكراتيك در چهارچوب هماهنگي با اتحاديه اروپا

به دليل كاهش نقش تعيين‌كننده و نفوذش در

سياست داخلي ناراحت است.

با اين كه عضويت در اتحاديه اروپا به لحاظ اين‌كه

تركيه را از موقعيت يك كشور اسلامي متعلق به

خاورميانه خارج كرده و به شكلي غير قابل

برگشت و هميشگي آن را يك كشور اروپايي

لائيك خواهد كرد مورد نظر و انتخاب ارتش به نظر

مي‌رسد، اما معيارهاي اتحاديه درباره دمكراتيك

شدن و غير نظامي شدن، ارتش را به آمريكا كه

متفق اصلي‌اش است بيشتر نزديك مي‌كند، زيرا

آمريكا نه در استراتژي‌هاي خود در مورد اين

منطقه و نه در سياست داخلي تركيه، مثل

 اتحاديه اروپا مطالباتي مانند دمكراتيك شدن و

غير نظامي شدن را تحميل نمي‌كند، بلكه به

منافع استراتژيك و سياست‌هاي امنيتي خود

اولويت مي‌دهد؛ بنابراين، از نقش رهبري كه

ارتش درباره سكولاري و غربگرايي در تركيه ‌ايفا

مي‌كند، راضي است.

ايفاي يك نقش تسهيل كننده توسط ارتش ترك

در استراتژي آمريكا در مورد مسئله كرد و شمال

عراق گامي توصيف مي‌شود كه باعث حمايت

آمريكا از ارتش خواهد شد و نفوذ رو به كاهش

ارتش در سياست داخلي در روند اتحاديه اروپا را

با ديگر افزايش خواهد داد.


هم چنان كه «سوآت ايلهان»، ژنرال

بازنشسته‌اي كه رئيس سابق اطلاعات ستاد

مشترك بود، در كتاب «چرا نه به اتحاديه اروپا»

اقدامات دمكراتيك شدن و غير نظامي شدن در

 چهارچوب قوانين هماهنگي با اتحاديه اروپا را

خطري براي استقلال تركيه معرفي مي‌كند.

ژنرال ايلهان در كتاب خود اين طور تحليل مي‌كند

 كه «اگر مطالبات اتحاديه اروپا برآورده شوند،

ميدان تحرك براي «پ.ك.ك» و اسلام راديكال

گسترش مي‌يابد... اتحاديه اروپا بر مبناي تفاهم

و درك متقابل عمل نمي‌كند، فقط مطالبه

مي‌كند... جغرافيايي كه تركيه در آن واقع است،

با ثبات نيست... نفوذ ارتش در سياست معضل و

مسئله تصور مي‌شود... .


وي در اين كتاب مي‌گويد: منافع ژئوپلتيك تركيه

 آنكارا را ملزم مي‌كند با آمريكا و اسرائيل كه از

 نظر سياسي چيزي به تركيه تحميل نمي‌كنند،

 همگام حركت كند.


 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

+ نوشته شده در  86/04/17ساعت 12:29 بعد از ظهر  توسط ایرج  | 

 

عباس ولی، استاد پيشين علوم سياسی در دانشگاه های بريتانيا و استاد و رييس «دانشگاه بين المللی هولير (اربيل)» می گوید که کردستان عراق در شرايطی در حال رشد و توسعه است که روند نهادينه شدن ارکان سياست يا حکومت داری در اين منطقه وجود نداشته است.

دکتر ولی، اکنون دو سال است که به کردستان عراق آمده و رياست دانشگاهی را به عهده دارد که پيشتر مشابهی در اين منطقه نداشته است؛ «دانشگاه بين المللی هولير (اربيل)» که تدريس در آن به زبان انگليسی است و از چند ماه قبل کارش رسما آغاز شده است.

وی که از کردهای متولد مهاباد در استان آذربايجان غربی ايران است می گويد که ايده شکل گيری اين دانشگاه از سوی مقامات حکومت فدرال کردستان عراق مطرح شد.

به گفته دکتر ولی، هم اکنون از چهار منطقه کردستان، يعنی مناطق کردنشين عراق، ايران، ترکيه و سوريه دانشجويانی در حال تحصيل در اين دانشگاه هستند.

رييس دانشگاه بين المللی هولير (اربيل)، شکل گيری اين نهاد آموزشی و آکادميک را با حضور استادانی که از کشورهای غربی به اربيل آمده اند، سرآغاز حرکتی برای «مدرنيزه کردن و ايجاد اصلاحات در منطقه کردستان عراق» می داند.

منطقه ای با ثبات در کشوری جنگ زده

چهار سال پس از آغاز جنگ عراق، نگاه اغلب رسانه ها به سوی بخش های ناآرام و پر تنش اين کشور متمرکز است؛ مناطقی که به شکل عمده در نواحی مرکزی يا نيمه جنوبی اين کشور جای دارند.

اما در همين مقطع زمانی چهار ساله، در بخش شمالی عراق و به طور مشخص سه استان کردنشين اين کشور، آرامش نسبی برخوردار بوده و زيرساخت های اقتصادی با تکيه بر سرمايه گذاری خارجی در حال شکل گيری است.

دکتر عباس ولی، ضمن قبول کاستی هايی در جامعه و فرهنگ کردستان عراق می گويد: مقامات حکومت فدرال کردستان خود به اين کمبودها واقف و معترف اند. مهمترين و اصلی ترين کمبود در اين منطقه، نبود نيرو و کادر متخصص است که اين خود، ميراثی بازمانده از دوران حکومت بعث در عراق است.

با تداوم توسعه اقتصادی در  کردستان، افزايش دستمزد ها و به تبع آن تورم و ديگر مشکلات خاص اجتماعی و سياسی به وجود می آيد.

دکتر عباس ولی

اين تحليلگر مسايل عراق، حکومت پيشين عراق را نه تنها مانع پيشرفت ، بلکه عامل تخريب شهرها و مناطق کردنشين در اين کشور می داند. وی می گوید که «حالا مقامات حکومت کردستان می خواهند با آخرين سرعت بازسازی و پيشرفت کنند اما توسعه سريع، بی ترديد از نظر جامعه شناسی، اقتصادی، سياسی و حتی فرهنگی و روانی مشکلاتی برای اينجا به بار می آورد. چون اين توسعه، تا حد زيادی جابجايی موقعيتی همراه می آورد.»

به عقيده کارشناسان و تحليلگران امور خاورميانه، کردستان عراق اکنون در وضعيت جذب سرمايه گذاری و رونق اقتصادی است. پروژه های عمرانی، صنعتی و بازرگانی که در اين منطقه در حال پيشرفت است همگی نشانگر «توسعه اقتصادی در کردستان عراق» هستند.

اما به اعتقاد دکتر ولی، با تداوم توسعه اقتصادی در اين منطقه، افزايش دستمزدها و به تبع آن تورم و ديگر مشکلات خاص اجتماعی و سياسی به وجود می آيد.

وی می افزاید که به ويژه که بار اصلی اين تحول اقتصادی، ناشی از سرمايه گذاری های وارداتی از کشورهای همسايه مانند ترکيه، ايران و سوريه است و اقتصاد اين کشورها نادرست و خراب است.

به گفته دکتر ولی نتيجه اين می شود که تورم کشورهايی نظير ايران، ترکيه و سوريه نيز همراه برنامه های توسعه در اين منطقه، وارد کردستان عراق می شود.

رييس دانشگاه بين المللی اربيل، دلايل ديگری را نيز دال بر ضعيف و لرزان بودن توسعه اقتصادی در کردستان عراق بر می شمرد: «از جمله اينکه تنها منبع درآمد حکومت کردستان، سهم ۱۳ درصدی است که از درآمد نفتی عراق دريافت می کند که این قرار است به ۱۷ درصد افزايش يابد.»

با اين حال دکتر عباس ولی، به آينده توسعه اقتصادی و چشم انداز توسعه سياسی در کردستان عراق اميدوار است و می گويد: «در محدوده خاورميانه، اکنون آزادی قابل تحسينی در اينجا وجود دارد. شايد يک دليل آن اين باشد که مذهب هنوز در اينجا حريم شخصی است و به ايدئولوژی تبديل نشده است. جامعه از اساس، سکولار است و حکومت نيز سعی دارد که از اين شرايط پشتيبانی کند.»

پتانسيل دوگانه: ثبات و توسعه يا ناامنی و جنگ

برخی کارشناسان می گويند که «کردستان عراق در حال حاضر دارای دو پتانسيل است؛ پتانسيلی برای توسعه، سازندگی و برقراری دموکراسی و ديگری پتانسيلی برای ايجاد تنش و ناآرامی با توجه به تهديدهای موجود از سوی همسايگان.»

از دکتر عباس ولی درباره ميزان اميدواری به شرايط، اعتماد به ماندگاری و اثرگذاری دانشگاهی می پرسم که او رياستش را به عهده دارد.

دکتر ولی:«ممکن است در کوتاه مدت، امور کردستان عراق به هم بريزد ولی فکر نمی کنم هيچ کدام از دولت های همجوار، توانايی اقتصادی و نظامی لازم را داشته باشند که کردستان عراق را در بلند مدت زير سيطره نگه دارند.»

او می گويد: گرچه در يک مقطع زمانی کوتاه مدت، اميدی به تثبيت وضع عراق به ويژه در بغداد نيست اما حکومت خودمختار کردستان قادر به اداره امور است؛ چرا که حضور ما در اينجا وابسته به وجود يک دانشگاه و بنياد آکادميک و فرهنگی است.

وی می افزاید: اما درست است که دانشگاه ها نيز در خلا زندگی نمی کنند و در چارچوب سياست موجود بايد ادامه حيات دهند. بنابراين شرايط تدوام کار ما در کردستان عراق، تابع وضعيت سياسی است.

به گفته دکتر ولی، «اساس کار بر اين است که اين حکومت در چارچوب عراقی فدرال و دموکراتيک، به شکل فدرال محلی باقی بماند. در اين صورت ما هم می مانيم. اما اگر با توجه به تهديدهای کشورهای همسايه يا گروه هايی در بغداد، وضع با ثبات کردستان، تغيير کند حتما دانشگاه نيز نمی ماند. ولی به نظرم در شرايط کنونی، چنين تهديدهايی، واقعيت اساسی ندارد.»

وی در ادامه حتی «احتمال حمله نظامی همسايگان کردستان عراق» را پيش می کشد اما می گويد: «ممکن است در کوتاه مدت، امور اينجا به هم بريزد ولی فکر نمی کنم هيچ کدام از دولت های همجوار، توانايی اقتصادی و نظامی لازم را داشته باشند که کردستان عراق را بلند مدت زير سيطره نگه دارند.»

رييس دانشگاه بين المللی اربيل می گويد که با توجه به رشته دانشگاهی اش (علوم سياسی و روابط بين الملل) اکنون هيچ نقشی به عنوان مشاور سياسی در حکومت فدرال کردستان عراق ندارد اما با توجه به اينکه دانشگاه بين المللی اربيل، يک نهاد با پشتوانه دولت کردستان است، مقامات اين منطقه عراق از پژوهش ها و دستاوردهای آموزشی و علمی اين دانشگاه بهره مند می شوند.

تحصيل در دانشگاه بين المللی هولير (اربيل)

دانشگاهی که دکتر عباس ولی، رياستش را به عهده دارد با ايده و پشتيبانی حکومت کردستان تاسيس شده «پس با توجه به دولتی بودنش، تحصيل در اين دانشگاه رايگان است اما امتحان ورودی دارد.»

به گفته عباس ولی، امتحان ورودی اين دانشگاه به زبان انگليسی است و با توجه به استاندارد بريتانيايی که بر اين نهاد حاکم است «آزمون ورودی در سطح بالايی برگزار می شود. به طوری که بيش ازچهار هزار نفر برای سال اول فعاليت دانشگاه در رشته های مختلف ثبت نام کردند اما تنها نزديک به ۳۰۰ نفر پذيرفته شدند.»
 
گرچه از قديم دانشگاه اربيل (با دانشکده هايی متنوع) در اين شهر فعاليت داشته است اما عباس ولی می گويد عاملی که باعث شد مقامات حکومت کردستان عراق مجاب شوند که برای مدرنيزاسيون در این منطقه،  دانشگاهی تازه را افتتاح کنند،«اين بود که تدريس در اين دانشگاه براساس شيوه های مدرن خواهد بود.»

عاملی که باعث شد مقامات حکومت کردستان عراق مجاب شوند که برای مدرنيزاسيون در این منطقه،  دانشگاهی تازه را افتتاح کنند،«اين بود که تدريس در اين دانشگاه براساس شيوه های مدرن خواهد بود.»

رییس دانشگاه اربیل

اين استاد دانشگاه، علت تدريس به زبان انگليسی در اين دانشگاه را «ضعف زبان های شرقی از جمله عربی، فارسی، ترکی و کردی در بيان مفاهيم مدرن سياسی و اجتماعی» می داند.
به اعتقاد دکتر ولی، «منابع و مآخذ درسی برای رشته های علوم سياسی، اقتصادی و اجتماعی در زبان های رايج در اين منطقه خيلی ضعيف است.»

اين استاد دانشگاه، هيچ عاملی غير از آزمون ورودی را در پذيرش دانشجو دخيل نمی داند: «ما نه براساس قوم و مليت يا نژاد دانشجو می پذيريم و نه بر اساس جنسيت يا محدوديت سنی. بر همين اساس اکنون دانشجويانی از ايران، ترکيه و سوريه داريم. همين طور دانشجويان عرب که از جنوب عراق آمده اند.»

دکتر عباس ولی، يکی از مهمترين مشکلات خود و همکارانش برای افتتاح اين دانشگاه را يافتن استادان مجرب و مسلط به زبان انگليسی در ديگر کشورها و جلب رضايت آنها برای اقامت در کردستان عراق می داند: «چون معيار کاری ما غربی است اساتيد بايد از کشورهای غربی می آمدند. مثلا رييس دانشکده جامعه شناسی از دانشگاه سيدنی آمد يا استادان ديگر از سوئد، آمريکا و انگليس آمدند.»
 
در دانشگاه بين المللی اربيل، شش رشته در مقطع کارشناسی تدريس می شود: علوم سياسی و روابط بين الملل، اقتصاد و امور مالی، بازرگانی و مديريت، جامعه شناسی، تاريخ، و فناوری اطلاعات.

به گفته دکتر عباس ولی، تصميم گرفته شده که در آينده ای نزديک دو دانشکده ديگر نيز به جمع اين دانشکده ها افزوده شوند: تربيت معلم انگليسی برای مدارس و تکنولوژی نفت.

+ نوشته شده در  86/03/09ساعت 6:17 بعد از ظهر  توسط ایرج  | 

 



با آن‌که آمريکا مدعي است سياست ديپلماسي و راه حل‌هاي سياسي را براي حل مشکلات با ايران در پيش گرفته است، روند فعل و انفعالات نظامي و امنيتي آمريکا و متحدانش و نيز حجم بالاي نيروهاي نظامي اش در منطقه، نشان مي دهد که محور برخورد نظامي با ايران را همچنان در سياست‌هايش حفظ کرده است. با آنکه بسياري و چه بسا در يک جنگ رواني عليه ايران، گمانه زني حمله نظامي به ايران را در فصل بهار پيش‌بيني مي‌کردند، هم اکنون اين گمانه زني‌ها به فصل تابستان يا پاييز انتقال يافته است که حتي اگر در قالب يک فشار رواني جديد عليه ايران باشد، نمي توان آن را ناديده گرفت، به ويژه آنکه تيم محافظه‌کاران کاخ سفيد، همچنان استفاده از سياست زور را در دستور کار خود دارد.

حضور ناوهاي هواپيمابر آيزنهاور و جان استينز و اضافه شدن ناوهاي هواپيمابر ريگان و نيميتز که در مجموع مي‌تواند چهارصد هواپيماي جنگي را با خود حمل کنند، بر اين گمانه‌زني‌ها افزوده است. ناو نيميتز 5617 سرنشين دارد و در جنگ‌هاي بوسني و هرزگوين، حمله به افغانستان، عراق و يوگسلاوي سابقه شرکت داشته است. به تازگی اين ناو در سال 2005 پس از هجده سال حرکت و انجام مأموريت‌هاي محوله در درياهاي آزاد جهان، به روز شده است و اکنون در منطقه خليج فارس حضور دارد و يک ناو صددرصد جنگي به شمار می رود. اين ناوهاي هواپيمابر دست کم گنجايش نود هواپيما از نوع
F-18 و هواپيماهاي آواکس و هواپيماهاي راداري از نوع E-2C را در خود دارند.

در بين اين ناوها، ناو هواپيمابر ريگان جديدترين آن است که براي يک دوره پنجاه ساله طراحي شده است. آمريکا با فرض اينکه ايران در يک برخورد نظامي احتمالي، اقدام به مين گذاري آب‌هاي خليج فارس و به ویژه تنگه هرمز خواهد کرد، يکي از وظايف ناو رونالد ريگان را از بين بردن مين‌ها در آبهاي خليج فارس قرار داده است و کارشناسان نظامي آمريکايي بر این باورند که اين ناو در اين مأموريت، جزو بهترين امکانات نظامي ناوگان دريايي آمريکاست. اين ناوها به دليل استفاده از سوخت اتمي، مي توانند براي يک دوره 20 تا 25 ساله در آب‌هاي جهان، بدون هرگونه مشکلي در تأمين سوخت حرکت کنند و تنها مشکلي که براي اين ناوها وجود دارد، تأمين سوخت هواپيماهاي جنگي و راداري و جاسوسي است، چراکه آنها به رغم تأمين ذخاير سوخت در ناوها، به صورت مداوم به مرکزي ثابت براي تأمين سوخت نيازمندند. اين در حالي است که آمريکا در صدد است تا از امکانات نظامي ديگر خود در منطقه و به ویژه آذربايجان در يک جنگ احتمالي استفاده کند؛ هرچند دولت آذربايجان تا کنون هيچ چراغ سبزي را نشان نداده است.

همه اين تحولات در حالي صورت مي‌گيرد که آمريکا در يک حمله نظامي، سياست ضربات برق آسا و به اصطلاح پيشگيرانه را در پيش خواهد گرفت و به باور برخي از کارشناسان، حجم بالاي استقرار نيروهاي نظامي آمريکايي در منطقه از خليج فارس تا آسياي ميانه و افغانستان، گوياي همين سياست نظامي آمريکاست.

اکنون بيش از پيش روشن شده است که ديدارهاي وزير خارجه آمريکا با اعضاي کميته چهارجانبه عرب در قاهره، پيش از کنفرانس اخير سران عرب در رياض، متمرکز بر دريافت موافقت آنها براي هر گونه حمله به ايران و هماهنگي‌هاي لازم براي جلوگيري از هرگونه واکنش‌هايي در لبنان، فلسطين و عراق بوده است. اتهام‌هاي اخير آمريکا عليه کشورمان، مبني بر پيدا شدن اسلحه‌هاي ساخت ايران در افغانستان، موج جديدي از سياست‌هاي رواني و هجومي آمريکا عليه ايران است تا هرگونه برخورد نظامي عليه ايران را به عنوان عامل ناامني و عدم استقرار در منطقه توجيه کند. ‏

به رغم آنکه آمريکا زواياي پنهان برنامه‌ها و استقرار پايگاه‌هاي نظامي خود را در افغانستان و آسياي ميانه و از جمله آذربايجان - مناطقي که ممکن است در هر عمليات نظامي جديد آمريکا عليه هر کشوري در خاورميانه مورد استفاده قرار گيرد- آشکار نکرده است، اما داراي پايگاه‌هاي ثابتي در کشورهاي عربي همسايه جنوبي ايران است که به عنوان پايگاه‌هاي بالفعل و عملياتي آمريکا، نه تنها در خاورميانه که در جهان به شمار می روند.

پايگاه عملياتي هوايي العديد (
Al Udeid Air Base ) در 35 کيلومتري جنوب دوحه، پايتخت قطر و در 70 کيلومتري مرز مشترک اين کشور با عربستان سعودي قرار دارد که از اکتبر 2001 به مهم ترين پايگاه هوايي آمريکا در آسيا و خاورميانه تبديل شده است (از همين سال شهرکي با نام کمپ اندي بنا شد که اکنون هزاران نظامي آمريکايي در آن زندگي مي کنند).

پيش از آن مرکز فرماندهي نيروي هوايي آمريکا در پايگاه
Macdill فلوريدا قرار داشت، اما با انتقال اين فرماندهي به قطر، اکنون فرماندهي عملياتي اين کشور CENTCOM در پايگاه العديد قطر قرار دارد. اين پايگاه که دولت قطر بيش از 400 ميليون دلار براي بهينه سازي آن در مقابل حمايت نظامي آمريکا از اين کشور پرداخت کرده است، اين روز‌ها به مرکز فعل و انفعال گسترده ارتش آمريکا تبديل شده است. نوع اين فعاليت‌ها بي شباهت به آماده سازي اين پايگاه پيش از حمله گسترده به عراق در سال 1382 نيست.

باندهاي اين پايگاه برابر با 14760 پاست که باند پروازي 120 هواپيماي جنگي آمريکا محسوب مي شود که البته از ظرفيت افزايش سريع محوطه باند پروازي نيز برخوردار است. دولت قطر مدعي است ايجاد اين پايگاه در کشور عطف به قرارداد امنيتي و نظامي دو کشور در سال 1992 است که التزامات دو طرفه‌اي بين دوحه و واشنگتن ايجاد کرده است و به شدت اين نظريه را تکذيب مي کنند که تسريع در اجرايي کردن و بهينه سازي پايگاه العديد، ربطي به حمله آمريکا به عراق در سال 1382 داشته است. در شرايط عادي در اين پايگاه 24 هواپيماي امدادرساني سوخت و تدارکات (از نوع
KC-135E Stratotanker Refuelers و C-17 Globemaster Transport ) وجود دارند که در شرايط غير عادي افزايش مي يابند. در زمان حمله آمريکا به عراق اين تعداد به سی هواپيما افزايش يافت. اکنون هزاران افسر و سرباز آمريکايي در پايگاه‌هاي العديد و سيليه (Camp As Sayliyah ) در قطر حضور دارند.

اين دو پايگاه بزرگ ترين پايگاه‌هاي عملياتي آمريکا در خارج اين کشور است و در حمله به عراق مهم ترين نقش رهبري عمليات نظامي آمريکا را عهده دار بود و اکنون نيز همين نقش را براي عمليات نظامي در عراق و افغانستان دارد. پايگاه سيليه آمريکا در قطر پس از تشکيل پايگاه العديد به يک مرکز ستاد عملياتي (ستاد مشترک ارتش آمريکا) تبديل شده است و از همين نقطه بود که تمامي کنفرانس‌هاي مطبوعاتي سخنگويان و مقامات ارتش آمريکا پس از حمله به عراق انجام مي شد.

اکنون گمانه زني‌هاي بسياري وجود دارد که آمريکا از اين منطقه در قطر به عنوان يکي از مراکز پرتاب موشک‌هاي دوربرد با اهدافي در خاورميانه و آسياي ميانه تا شرق آسيا، استفاده کند. علاوه بر اين، پايگاه العديد به يکي از مراکز مهم جنگ الکترونيک آمريکا تبديل شده است که با هدف اخلال در سيستم‌هاي ارتباطي و قطع ارتباط مراکز فرماندهي دشمن با نيروهاي تحت امر و اخلال در سيستم‌هاي ناوبري در دريا و هوا طراحي شده است و اين يکي از برنامه‌هاي جدي آمريکا در ازای هر گونه برخورد نظامي جديد آمريکا در منطقه به شمار مي رود. گفته مي شود همين برنامه را آمريکا در مرزهاي شمالي کشورمان در مرز مشترک ايران و آذربايجان نيز طراحي و اجرا کرده است.

و اما آمريکا فقط در قطر نيست که داراي پايگاه‌هاي نظامي است؛ بندر سلمان، فرودگاه المحرق و پايگاه هوايي شيخ عيسي و پايگاه نظامي الجفير در منامه که مرکز فرماندهي ناوگان پنجم آمريکا با 1200نظامي در آن قرار دارد، از مهم ترين پايگاه‌هاي آمريکا در بحرين به شمار مي رود.

و اما پايگاه نظامي علي السالم و پايگاه هوايي احمدالجابر نيز از پايگاه‌هاي استقرار نيروهاي نظامي آمريکا در کويت به شمار مي‌رود که بيش از ده هزار نظامي آمريکايي، 522 واحد توپخانه، 52 جنگنده آمريکايي، 75 هلي کوپتر آپاچي و موشک‌هاي پاتريوت در آن استقرار دارند.

با آنکه از سال 2001 پايگاه‌هاي آمريکا از عربستان به قطر انتقال يافته است، اما هنوز نيز نيروهاي آمريکايي در الدمام و منطقه الظهران و پايگاه دريايي ملک فهد و پايگاه هوايي ملک خالد و پايگاه نظامي هوايي الامير سلطان در جنوب رياض استقرار دارند.

پادشاهي عمان نيز داراي پايگاه‌هاي مشترک آمريکا و انگليس است که گنجايش آنها در حدود 3000 نفر است و عمدتا در پايگاه‌هاي هوايي تيمور و مصيره در درياي عمان قرار دارند و به عنوان مرکزي براي عمليات در افغانستان مورد استفاده قرار مي گيرد.

امارات اکنون کمترين سهم را در حضور نيروهاي آمريکايي در خاکش دارد، اما بيشترين هواپيماهاي جاسوسي و راداري آمريکا در مقايسه با ديگر کشورهاي عضو شوراي همکاري به جز قطر را دارد.

يکي از مهم ترين مشکلات نيروهاي آمريکايي در منطقه تأمين سوخت نيروهاي زميني، هوايي و دريايي و امکانات لجستيک است که البته مهم ترين آن در شرايط کنوني؛ همان تأمين سوخت هواپيماهاي مستقر در منطقه و در يک شرايط احتمالي جنگي است که البته نکات قابل توجهي در اين بين وجود دارد.

منابع نفتي اروپايي چندي پيش رسما اعلام نمودند عربستان توليدات سوخت هواپيماها را که مورد استفاده هواپيماهاي آمريکا در خليج فارس است، از فوريه 2007 به شدت افزايش داده است. بر همين اساس شرکت نفتي آرامکو در عربستان که توسط کارشناسان آمريکايي اداره مي شود، از همين تاريخ تا کنون يک ميليون تا يک ميليون و دويست تن سوخت هواپيما را که احتمالا توسط هواپيماهاي موجود در ناوهاي هواپيمابر آمريکايي در خليج فارس (همچون ناو هواپيمابر استينس و ريگان که بيش از 180 هواپيماي جنگي بر روي آن مستقرند) مورد استفاده قرار مي‌گيرد، ذخيره کرده اند. اين در حالي است که همين آمار در مقايسه با سال 2006 نشان مي دهد که ميزان ذخيره سوخت مصرفي اين هواپيماها از سوي آرامکو فقط 200 تن بوده است. اين آمار با افزايش ناوهاي هواپيمابر آمريکا در خليج فارس کاملا هماهنگي دارد. اين ميزان ذخيره سوخت ارتباطي با تأمين سوخت روزانه و ذخيره دايمي آن در ناوهاي هواپيمابر آمريکا در خليج فارس ندارد.

با آنکه ادعا شده است که اين سوخت‌ها براي هواپيماهاي مسافربري و مدني توليد شده، اما اين امر با توجه به نوع سوخت توليد شده از سوي آرامکو مناسبتي با اين ادعا ندارد، زيرا سوخت هواپيماهاي مسافري از نوع 1-
A است، اما سوخت توليد شده آرامکو به نوع 5-GP تبديل مي شود که از نقطه احتراق بسيار سريع و بالا برخوردار است که مورد استفاده هواپيماهاي جنگي آمريکاست. علاوه بر آرامکو، پالايشگاه‌هاي توليد سوخت ادنوک (شرکت ملي نفت ابوظبي) و بابکو (شرکت نفت بحرين) نيز در اين عمليات حضور دارند. بر اساس همين منابع در صورت نياز پالايشگاه کويتي ميناء عبدالله (وابسته به شرکت ملي نفت کويت ) که ظرفيت توليد روزانه 20 هزار بشکه سوخت هواپيماها را دارد (که در سال 2006 راه اندازي شده است) به اين برنامه اضافه خواهد شد تا هيچگونه خللي در سوخت رساني به هواپيماهاي آمريکايي در خليج فارس و منطقه پديد نيايد.

يکي از نکات جالب توجه در توليدات سوخت شرکت آرامکو، کاهش توليدات سوخت هواپيماهاي مسافربري است که برخي از شرکت‌هاي هواپيمايي نيز از اين امر شکاياتي داشته اند؛ اما آرامکو مدعي است علت کاهش توليد نيست بلکه افزايش متقاضيان جهاني و تعميرات پالايشگاه است و اين شرکت هيچ اشاره اي به اين ندارد که بخش مهمي از توليداتش از اوايل سال جديد ميلادي به هواپيماهاي نظامي آمريکايي در خليج فارس اختصاص يافته است. بر اساس اعلام منابع نفتي آرامکو، اين شرکت توليدات سوخت هواپيماهاي مسافري را در سال 2007 به نصف تقليل داده است!

پنتاگون در سال 2004 بر اساس طرح حاکميت بر آسمان‌ها و درياهاي آزاد جهان بزرگ ترين قرارداد اجاره هواپيماهاي سوخت رساني را به امضا رساند. بر همين اساس، پنتاگون 100 هواپيماي سوخت رسان از نوع
KC-767A را به ناوگان هوايي سوخت رسان خود افزوده است. به عقيده پنتاگون ناوگان سوخت رساني هوايي ستون فقرات هر حمله هوايي در هر نقطه اي از دنيا را تشکيل مي دهد. بر اساس برنامه پنتاگون هواپيماهاي بويينگ 767 جايگزين 120 هواپيماي سوخت رسان KC-135E خواهد شد که برخي از آنها سابقه خدمت 43 ساله در ارتش آمريکا را دارند. بر همين اساس، صد هواپيماي KC-767A از سال 2006 به ناوگان هوايي آمريکا اضافه شده است که بخشي از آنها اکنون در پايگاه العديد قطر قرار دارد. از همين نوع هواپيماها نيز توسط ايتاليا و ژاپن مورد استفاده قرار مي گيرند.

شرکت آمريکايي لوکهيد مارتن (
Lockheed Martin ) در سال 2003 ساخت مخازن اضافي سوخت همراه جنگنده‌هاي F-16 آمريکايي را توليد و آزمايش کرد که قدرت پروازي هواپيماهاي جنگنده را افزايش داده و عملا پنجاه در صد به سوخت همراه هواپيماها مي افزايد و به ادعاي همين شرکت کمترين تأثير را بر قدرت پروازي و مانور هوايي هواپيماها دارد.

اين شرکت يکي از مهم ترين شرکت‌هاي خصوصي آمريکايي در زمينه توليد موشک‌هاي فضاپيما ( جهت پرتاب سفينه‌هاي فضايي و ماهواره‌ها) است که موشک‌هاي نظامي دوربرد با کلاهک هسته اي را طراحي مي کند. مجموع قراردادهاي اين شرکت در رابطه با تحولات نظامي اقغانستان و عراق از حوادث يازده سپتامبر تا کنون بالغ بر 72 ميليارد دلار بوده است. اين شرکت مسئول طراحي و ساخت هواپيماي جديد جنگي
F-35 در آمريکا محسوب مي شود.

از نکات بسيار قابل توجه در کنار همه اين مسائل، اعلام تشکيل کميته اضطراري در دولت کويت است. بر اين اساس دولت کويت، اقدام به تشکيل کميته ويژه اي کرده است تا خود را براي هرگونه جنگ بين آمريکا و ايران آماده کند. اين کميته که از وزارتخانه‌هاي بهداشت، کشور، برق، نفت، امنيت دفاع شهري و آتش نشاني تشکيل شده است، از دوشنبه آينده رسما جلسات خود را براي بررسي انعکاس جنگ احتمالي آمريکا عليه ايران را آغاز خواهد کرد. در همين رابطه دولت کويت مناقشات و جلسات بحث و بررسي در همين خصوص را در پارلمان نيز آغاز مي کند.


+ نوشته شده در  86/02/20ساعت 5:6 بعد از ظهر  توسط ایرج  | 

مدتیه  گرفتاریهای کاری  اجازه نمی دهند آپ  کنم.در اولین فرصت مطالب زیادی دارم که  میزارم.

+ نوشته شده در  86/02/20ساعت 1:46 قبل از ظهر  توسط ایرج  | 

 

 

+ نوشته شده در  86/02/02ساعت 3:34 قبل از ظهر  توسط ایرج  | 

+ نوشته شده در  86/01/30ساعت 1:57 بعد از ظهر  توسط ایرج  | 

در ارتباط با بازدا شت ملوانهای انگلیسی یک نکته خیلی مهم به نظر

میرسد٬و آن اینستکه ایران ادعا میکند انگلیس در جریان بازداشت

ملوانها ٬یک نامه به ایران فرستاده و از ایران معذرت خواهی کرده و

متعهد شده استکه دیگر به آبهای ایران تجاوز نخواهد کرد.

 

انگلیس این ادعا را بشدت رد کرده است و مدعی است که همچین

تعهدی به ایران نداده است.

در این مناقشه باید یکی از طرفین دروغ بگوید٬احتمال دیگر آنست نامه

ای که وجود دارد آنقدر دو پهلو نوشته شده است که هم ایران و هم

 انگلیس را ارضا میکند.

اگر واقعا چنین نامه ای که ایران ادعا میکند و جود داشته باشد باید

 گفت ٬ایران به یکی از بزرگترین اهدافش که٬تحقیر کردن دشمنانش

میباشدرسیده است.با توجه به رابطه بسیار نزدیک انگلیس و آمریکا 

در مورد مسائل بین المللی ٬از جمله ایران و عراق می توان نتیجه

گرفت همه تهدیدات اقتصادی و نظامی بر ضد ایران صرفا"یک بلوف است

 و از حد تبلیغات فراتر نمیرود.

 از اینکه نامه مورد مناقشه ٬از طرف ایران افشا نمی شود٬میتوان نتیجه

 گرفت۱-چنین نامه ای اساسا وجود نداردو ایران دروغ میگوید۲-چنین

نامه ای وجود دارد ولی ایران آنرا نگه داشته تا در موقعیت بهتری از آن

استفاده کند.

با توجه به درگریهای لفظی و رسانه ای بین ایندو دولت افشا نکردن

چنین نامه ای قدری تامل برانگیز است ٬شاید آنقدر نامه محکم و قابل

 استناد برای ایران نیست تا از آن استفاده بکند.

 

+ نوشته شده در  86/01/25ساعت 9:59 بعد از ظهر  توسط ایرج  | 

 
<